شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به عهدت ای شه خوبان عجب دستور می‌بینمدیار عیش ویران ملک غم معمور می‌بینم
۲
من از بی‌صرفه‌گویی‌های تو ناصح نمی‌رنجمتوام مختار می‌دانی منت مجبور می‌بینم
۳
روم نزدیک و بینم تا چه گل خواهد شکفت آنجادرین وادی چو موسی آتشی از دور می‌بینم
۴
ز درد بینوایی کاسهٔ دریوزهٔ خود رابه کف نالنده‌تر از کاسهٔ طنبور می‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth