خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفتی و نقش پای تو دیدم گریستمنام تو را ز هر که شنیدم گریستم
۲
مانند کودکی که شود تلخ کام اوتا زهر دوری تو چشیدم گریستم
۳
گردید صرف گریه سراپای من چو شمعپایان کار خویش ندیدم گریستم
۴
رسوای گریه از چه شوم شمع نیستماز بزم او کناره گزیدم گریستم
صفحهٔ ۱ از ۳