شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آرزو دارم که در عشق تو یار دل شومدل شود بیمار و من بیماردار دل شوم
۲
دل شکار چشم او شد من شکار دل شومواله دل عاشق دل بی‌قرار دل شوم
۳
زود برخیزم اگر با او نشینم بعد دیرمن سبک‌روحم نمی‌خواهم که بار دل شوم
۴
دل ز رشک عشق با من دشمن جانی شداستآه زان ساعت که در کویش دوچار دل شوم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth