خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خواب همچو روی تو روی ندید چشمزانرو تو را ز جمله نکویان گزید چشم
۲
خواهم به گوشهای که نباشند مردمانگویم به یار از غم دل آنچه دید چشم
۳
رفتی و همچون قطرهٔ اشک از گداز شوقاز خانه در قفای تو بیرون دوید چشم
۴
بفرست بوی پیرهن خویش با صبامپسند اینکه از تو شود ناامید چشم
صفحهٔ ۱ از ۲