خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون گشت دل از داغ جفای تو جگر همرحمی ننمودی به تو کردیم خبر هم
۲
زین بعد من و صبر که دلدار گر این استسودی ندهد اشک شب آباد سحر هم
۳
عشقت نکشد از دل ما رخت اقامتصدمرتبه از شهر تو کردیم سفر هم
۴
پر بیخبری ای پسر از خویش وگرنهاین چهرهٔ زیبا ننمایی به پدر هم
صفحهٔ ۱ از ۲