خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه خوش باشد به ن نوخط به گلشن باده نوشیدنخط پشت لبش دیدن به روی سبزه غلطیدن
۲
طواف شمع و گل ارزانی پروانه و بلبلمن و گرد تو گردیدن من و گرد تو گردیدن
۳
به زور خنده چون گل چاک میگردد گریبانتچه لازم سرو من زینسان قبای تنگ پوشیدن
۴
دران محفل که حرف از نکهت پیراهنش باشدنیارد عطر آنجا دمزدن از بیم بالیدن
صفحهٔ ۱ از ۳