خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من نمیگویم که مجنون باش و در صحرا نشینشهر هم بد نیست لیکن فارغ از دنیا نشین
۲
با تنک ظرفان نباید طرح صحبت ریختنور گزیری نبودت چون جام با مینا نشین
۳
سرو را جای نباشد از لب جو خوبترای سهیقد جابهجا منشین به چشم ما نشین
۴
آمد و بنشست و رفت از بیدماغی گرچه منبارها گفتم به او مرزا نشین آقا نشین
صفحهٔ ۱ از ۳