شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امروز مرا کرد غم یار پریشانزان گونه که شد خاطر اغیار پریشان
۲
رحم است بران عاشق بیچاره که باشدبا یار سراسیمه و بی‌یار پریشان
۳
زان روز که افتاد مرا کار به آن زلفاوضاع شد آشفته و اطوار پریشان
۴
بر هم مزن ای باد صبا طرهٔ او راجمعی نتوان کرد به یکباره پریشان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth