خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز تو شاه من جلوسی به سریر ناز کردنز من گدا سجودی ز سر نیاز کردن
۲
چشم و ادا و نازی که تراست کس نداردبه دیار دلمسلم به تو ترکتاز کردن
۳
ز جفا و جور بگذر به شکایتم میاورکه چون بازگشت این در نتوان فراز کردن
۴
به کدام بخت و طالع به تو اختلاط جستنبه کدام صبر و طاقت ز تو احتراز کردن
صفحهٔ ۱ از ۳