شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیش از دلی ندارم و خوبان هزار تنتنگست خانهٔ من و مهمان هزار تن
۲
از تار تار زلف تو دل در بلا فتادمجنون یکی و سلسله‌جنبان هزار تن
۳
چشم بد از تو دور که دیدیم چون سپنددر آتش از هوای تو رقصان هزار تن
۴
دل پابرهنه یک‌تن و در هر گل زمیندر راه کعبه خار مغیلان هزار تن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth