شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیم غمگین دل و دین صبر و طاقت گر رمید از منبه این شادی که باری خاطری یار آرمید از من
۲
به تلخی مردم و هرگز نگفت آن لب‌شکر گاهیکجا رفت آنکه گاهی زهرچشمی می‌چشید از من
۳
به ایمای عجب آن ابروی مردانه می‌گویدکه بهر قفل هر مشکل توان جستن کلید از من
۴
چه کردی ای فلک از آستانش دورم افکندیگه و بیگاه فریادی به گوشش می‌رسید از من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth