شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من آتش به جان را می‌کشی رنجیده رنجیدهبکش این شمع را همچون سحر خندیده خندیده
۲
به کویش می‌روم شب‌ها ولی ترسیده ترسیدهز جان پوشیده پوشیده ز دل دزدیده دزدیده
۳
به گرد نقطهٔ خالتو گشتم این ندانستمکه از پرکار افتم عاقبت گردیده گردیده
۴
کمال حسن داری عشق می‌ورزی ازان ترسمکه نقصان‌ها ببینی ماه من کاهیده کاهیده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth