شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو به کوی بی‌وفایان غم بی‌شمار داریسر خود بگیر ای دل چه به این دیار داری
۲
ز من ای فرشته‌خویان سگ یار مرا بگوییدبه تو من نه خواجه تاشم تو ز من چه عار داری
۳
تو عجب خدانترسی که به گفتهٔ رقیبانبچو من نزار و زاری سر کارزار داری
۴
به تو خیر نیز کردم نگرفتی انس با منبر هر که خواهی ای دل برو اختیار داری
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth