خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگر ای باد صبا روحفزا میآیینکهت زلف که داری ز کجا میآیی
۲
خانهٔ مدعیان طرفه خرابست ز رشکزینکه گاهی تو به ویرانه ما میآیی
۳
بس که اندیشهٔ اغیار گرفته است تو راهر قدم جانب من رو به قفا میآیی
۴
بر در خویش مرا دید و بگفت از سر نازشرم بادت که درین کوی به پا میآیی
صفحهٔ ۱ از ۲