خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از گریهٔ من دشت جنون کرده بهاریلخت جگرم گل زده بر هر سر خاری
۲
باز آیی که از شوق نثارت ز ته دللبریز گهر کردهام از گریه کناری
۳
ای عشق بیا جان و دلم منتظر توستوی عقل برو با تو ندارم سروکاری
۴
در چشمزدن بر سر این سوخته آیدهرجا جهد از آتش بیداد شراری
صفحهٔ ۱ از ۳