شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگذاشت به‌جا از من این درد اگر چیزیای کاش دران دل هم می‌کرد اثر چیزی
۲
خاک قدمش قاصد می‌بوس و به هر بوسیمی‌دزد برای من زان کحل بصر چیزی
۳
گر حالمرا پرسد آن مست خراب مناز بوی کباب دل ای باد ببر چیزی
۴
گفتی که فلان امسال چونست تو را احوالگر راست ز من پرسی از یار بتر چیزی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth