شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من کیستم از شوق تو سرگرم شتابیدر خانهٔ خود همچو نگه پا به رکابی
۲
در حال خراب من وامانده درین دشتهر آبلهٔ پای بود چشم پرآبی
۳
عمریست که در بزم تو مستم و لیکنشرمندهٔ خویشم نه لطفی نه عتایی
۴
بیجاست ز ما فکر عمارت‌گری خویشتا هست؟؟؟ دل پهلوی ما خانه خرابی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth