خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش زلف او بردم شکوهٔ پریشانیگفت ای پریشان گو حال من نمیدانی
۲
کس تو را نخواهد کشت در حریم او ای شمعبهر عرض سوز من گر زبان بجنبانی
۳
سجده نقش میگردد بر در تو چون غلطمزانکه شش جهت دارم قرعهوار پیشانی
۴
خوش رساندهای ظالم طرز بیدماغی راجان اگر بیفشانم آشتین برافشانی
صفحهٔ ۱ از ۳