خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ناله به گوش شنوایی نرسیدیرفتی همهجا لیک به جایی نرسیدی
۲
ای گریه چو سیلاب به هر کوچه دویدییک بار به دیوانهسرایی نرسیدی
۳
بیفایده رفت این همه صیقلگری منای آینهٔ دل به جلایی نرسیدی
۴
سیر و سفرت هیچ به جایی نرسانیدای کوکب بختم به ضیایی نرسیدی
صفحهٔ ۱ از ۲