خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهر عیادت دل غمگین نیامدیبیمار خویش را سر بالین نیامدی
۲
جذب منت اگرچه بسی بیقرار ساختنازم تو راذ که از بس تمکین نیامدی
۳
میآمدی که تا ببری دین و دل ز منچیزی نماند چون ز دل و جان نیامدی
۴
صد ره به سوی غیر شدی ماه من ز مهریکره به کلبهام ز در کین نیامدی
صفحهٔ ۱ از ۲