شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بنده را نیست تاب مهجوریدور دار ای خدا ز من دوری
۲
گفت یارم ز من بکن دوریقلت والله لیس مقدوری
۳
که دارم ازان لب شیرینکه ز بختم نمی‌رود شوری
۴
نیست بی‌گرمی به حمداللهآه سردم چو شمع کافوری
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth