خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا دلیست چه دل کوچهگرد رسواییهزار پاره و هر پاره در گرو جایی
۲
به عهد زلف پریشان او سری دارمچه سر که در سر هر موی اوست سودایی
۳
به اینقدر نشود رنجه پای نازک توبه بخت خفتهٔ ما گر زنی سر پایی
۴
کسی نکرد مرا دست لطف در گردنبه بزم دهر منم چون شکسته میایی
صفحهٔ ۱ از ۵