شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۱

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خون‌بهای دل ز ابروی بتان نتوان گرفتداد پیکان خورده نخجیر از کمان نتوان گرفت
۲
صبح نتواند به رخسار تو دم زد از صفاشمع گر دعوی کند او را زبان نتوان گرفت
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth