شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۲۴

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان جدا شد ز تنم لیک به جانان نرسیدآه از درد جدایی که به درمان نرسید
۲
کلمهٔ زلف تو بسیار دراز افتاد استعمر آخر شد و این قصه به پایان نرسید
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth