شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۰۱

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان بر لب من آمد سوگند به جان اوگویند به من حرفی یاران ز زبان او
۲
از حسرت پیکانش می‌میرم و می‌گویمیک قطره نصیبم نیست از بحر کمان او
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth