خلوتی با فردوسی
بخش ۲۶ - زخم خوردن نوشزاد و وصیت او به مادر
پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگرد اندرون خسته شد نوشزادبسی کرد از پند پیروز یاد
۲
بیامد به قلب سپه پر ز دردتن از تیر خسته رخ از درد زرد
۳
چنین گفت پیش دلیران رومکه جنگ پدر زار و خوارست و شوم
۴
بنالید و گریان سقف را بخواندسخن هرچ بودش به دل در براند
صفحهٔ ۱ از ۴