خلوتی با فردوسی
بخش ۳۳ - ماجرای مار و خواب بزرجمهر در راه
پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رسیدند جایی کجا آب بودچو هنگامه خوردن و خواب بود
۲
به زیر درختی فرود آمدندچوچیزی بخوردند و دم بر زدند
۳
بخفت اندران سایه بوزرجمهریکی چادر اندرکشیده به چهر
۴
هنوز این گرانمایه بیدار بودکه با او به راه اندرون یار بود
صفحهٔ ۱ از ۴