خلوتی با فردوسی
بخش ۶۳ - داستان درنهادن شطرنج
پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین گفت موبد که یک روز شاهبه دیبای رومی بیاراست گاه
۲
بیاویخت تاج از بر تخت عاجهمه جای عاج و همه جای تاج
۳
همه کاخ پر موبد و مرزبانز بلخ و ز بامین و ز کرزبان
۴
چنین آگهی یافت شاه جهانز گفتار بیدار کارآگهان
صفحهٔ ۱ از ۴۶