شعر را زندگی کن
خلوتی با فردوسی

بخش ۸۱ - پایان داستان و ستایش محمود

پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گذشتم ز توقیع نوشین‌روانجهان پیر و اندیشه من جوان
۲
مرا طبع نشگفت اگر تیز گشتبه پیری چنین آتش‌آمیز گشت
۳
ز منبر چو محمود گوید خطیببدین محمد گراید صلیب
۴
همی‌گفتم این نامه را چند گاهنهان بد ز خورشید و کیوان و ماه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth