خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خه از کجات پرسم چونست روزگارتما را دو دیده باری خون شد در انتظارت
۲
در آرزوی رویت دور از سعادت توپیچان و سوگوارم چون زلف تابدارت
۳
ما را نگویی ای جان کاخر به چه عنایتبیگانگی گرفتی از یار دوستدارت
۴
ای جان و روشنایی به زین همی ببایدتو برکناری از ما، ما در میان کارت
صفحهٔ ۱ از ۲