شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به دیدهٔ دریغ خاک درتهمه سوگند من به جان و سرت
۲
گوش را منتست بر همه تناز پی آن حدیث چون شکرت
۳
اشک چون سیم و رخ چو زر کردماز برای نثار رهگذرت
۴
مایهٔ کیمیاست خاک درتکی درآید به چشم سیم و زرت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth