خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کار دل از آرزوی دوست به جانستتا چه شود عاقبت که کار در آنست
۲
کرد ز جان و جهان ملول به جورمبا همه بیداد و جور جان جهانست
۳
عشوه دهد چون جهان و عمر ستانددر غم او عشوه سود و عمر زیانست
۴
عشق چو رنگی دهد سرشک کسی راروی سوی من کند که رسم فلانست
صفحهٔ ۱ از ۲