خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از تو بریدن صنما روی نیستزانکه چو رویت به جهان روی نیست
۲
تا تو ز کوی تو برون رفتهایکوی تو گویی که همان کوی نیست
۳
گرچه غمت کرد چو مویی مرافارغم از عشق تو یک موی نیست
۴
روی ترا ماه نگویم از آنکماه چو آن عارض دلجوی نیست
صفحهٔ ۱ از ۳