شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلبر هنوز ما را از خود نمی‌شماردبا او چه کرد شاید با او که گفت یارد
۲
جانم فدای زلفش تا خون او بریزدعمرم هلاک چشمش تا گرد از او برآرد
۳
جان را چه قیمت آرد گر در غمش نسوزددل را محل چه باشد گر درد او ندارد
۴
گیتی بسی نماند گر چهره باز گیردزنده کسی نماند گر غمزه برگمارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth