خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل به عشقش رخ به خون تر میکندجان ز جورش خاک بر سر میکند
۲
میخورد خون دل و دل عشوههاشمیخورد چون نوش و باور میکند
۳
گرچه پیشاز وعده سوگندان خوردآن هم از پیشم فراتر میکند
۴
گفتمش: بس میکند چشمت جفا؟گفت نیکو میکند گر میکند
صفحهٔ ۱ از ۳