شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درد سر دل به سر نمی‌آیدپای از گل عشق برنمی‌آید
۲
آوخ عمرم به رخنه بیرون شدوین بخت ز رخنه درنمی‌آید
۳
گفتم شب عیش را بود روزیاین رفت و زان خبر نمی‌آید
۴
دل خانه فروش نام و ننگم زددلبر ز تتق به در نمی‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth