خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا به غریبستان چندین بنماند کسباز آی که در غربت قدر تو نداند کس
۲
صد نامه فرستادم یک نامهٔ تو نامدگویی خبر عاشق هرگز نرساند کس
۳
در پیش رخ خوبت خورشید نیفروزددر پیش سواران خر هرگز بنراند کس
۴
هر کو ز می وصلت یک جام بیاشامدتا زنده بود او را هشیار نخواند کس
صفحهٔ ۱ از ۱