خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردا و دریغا که دل از دست بدادمواندر غم و اندیشه و تیمار فتادم
۲
آبی که مرا نزد بزرگان جهان بودخوش خوش همه بر باد غم عشق تو دادم
۳
با وصل تو نابوده هنوزم سر و کاریسر بر خط بیداد و جفای تو نهادم
۴
دل در سخن زرق زراندود تو بستمتا در غم تو خون دل از دیده گشادم
صفحهٔ ۱ از ۲