خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماییم و سرکویی، پر فتنهٔ ناپیداآسوده درو والا، آهسته درو شیدا
۲
در وی سر سرجویان گردان شده از گردندر وی دل جانبازان تنها شده از تن ها
۳
بر لالهٔ بستانش مجنون شده صد لیلیبر ماه شبستانش وامق شده صد عذرا
۴
خوانیست درین خانه، گسترده به خون دللوزینهٔ او وحشت، پالودهٔ او سودا
صفحهٔ ۱ از ۳