خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر تو طالب عشقی، غم دمادم است اینجاور نشانه میپرسی، رشته سر گم است اینجا
۲
چون درین مقام آیی گوش کن که در راهتز آب چشم مظلومان، چاه زمزم است اینجا
۳
چیست جرم ما، گویی کز حریف ناهمتاهر کجا که بنشینی، گو که کژدم است اینجا
۴
جو فروشْ مفتی را از نماز و از روزهرنگ چهرهای گاهی، بهر گندم است اینجا
صفحهٔ ۱ از ۳