خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پرتوِ روحُالقُدُس تابان ز رخسارِ شمانورِ مسیحا در خمِ زلفِ چو زُنّارِ شما
۲
هم لفظتان انجیلخوان، هم لهجتان داوودسانسِرِّ حَواریون نهان در بَحرِ گفتارِ شما
۳
شَمّاس از آن رخ جفتِ غم، مَطران پریشان دم به دمقِسّیسِ دانا نیز هم بیچاره در کارِ شما
۴
اعجازِ عیسی در دو لب پنهان صلیب اندر سَلَبقندیلِ رُهبان نیم شب تابان ز رخسارِ شما
صفحهٔ ۱ از ۳