شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیار باده، که ما را به هیچ حال امشببرون نمی‌رود آن صورت از خیال امشب
۲
به حکم آنکه ندارم حضور بی‌رخ دوستمرا نماز حرامست و می حلال امشب
۳
ز باده خوردن اگر منع می‌کنندم خلقبدین سخن نتوان رفت در جوال امشب
۴
ز عشرت و طرب و باده هیچ باقی نیستولی چه سود؟ که دوریم از آن جمال امشب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth