شعر را زندگی کن
خلوتی با فردوسی

بخش ۱۸ - تاراج گنج اردشیر به دست مهرک نوش‌زاد و فرود تیر هشدار از بام دژ بر خوان شاه

پادشاهی اشکانیان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به جهرم یکی مرد بد بدنژادکجا نام او مهرک نوش‌زاد
۲
چو آگه شد از رفتن اردشیروزان ماندن او بران آبگیر
۳
ز تنگی که بد اندر آن رزمگاهز بهر خورشها برو بسته راه
۴
ز جهرم بیامد به ایوان شاهز هر سو بیاورد بی‌مر سپاه
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth