شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش بگذشت و دل از دور تماشایی کردامشبم حسرت او دیده چو دریایی کرد
۲
ز چنان غمزه، که او دارد و ابرو عجبستکه التفاتی به چو من بی سر و بی‌پایی کرد
۳
محتشم را نرسد سرزنش درویشیکو به عمری هوسی پخت و تمنایی کرد
۴
صبر فرمود مرا در ستم خویش و دلمصبر پندار که امروزی و فردایی کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth