خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۲۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حدیث آرزومندی قلم دشوار بنویسدز بهر آنکه اندک باشد، از بسیار بنویسد
۲
ز کاردوست بسیارست گفتن قصه با دشمنبه کار افتاده گویم: کز میان کار بنویسد
۳
دلیل حرقت این سینهٔ رنجور بنمایدحدیث رقت این دیدهٔ بیدار بنویسد
۴
زمین بوس و سلام و اشتیاق و خدمتم یکسربدان ابرو و چشم و قامت و رفتار بنویسد
صفحهٔ ۱ از ۳