شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا رسم جگرخواری پیش تو روا باشدعشق تو مرا مشکل کاری به نوا باشد
۲
شمشماد همی لرزد چون بید ز بالایتبالای چنین رعنا، در شهر بلا باشد
۳
زین‌سان که گریبانم بگرفت غم عشقتاین خرقه که می‌بینی یک روز قبا باشد
۴
من می‌کنم آن طاعت کز بنده سزد، لیکنشرطست که نگریزی، گر روز جزا باشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth