شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزی که از لب تو بر ما سلام باشدشادی قرار گیرد، عشرت مدام باشد
۲
گر جان من بخواهی، کردم حلال بر توچیزی که دوست خواهد، بر ما حرام باشد
۳
گفتی که: در فراقم زحمت کشیده‌ای تومردم هزار نوبت، زحمت کدام باشد؟
۴
در هر دو هفته بینم روی ترا، ولیکنآن دم که بینم او را، ماهی تمام باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth