شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون دو زلفش سر بر آن رخسار گلگون می‌نهندآه و اشک من سر اندر کوه و هامون می‌نهند
۲
از لب چون خون و آن روی چو آتش هر دمیاین دل شوریده را در آتش و خون می‌نهند
۳
دور بینانی که دیدند آب خیز چشم مندامنم را چون کنار آب جیحون می‌نهند
۴
ساقیان مجلس عشق از برای قتل مادر لب خود نوش و اندر باده افیون می‌نهند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth