شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنرا که چون تو لاله رخی در سرا بودمیلش به دیدن گل و سوسن چرا بود؟
۲
سرو و سمن به قد تو مانند و روی توگر سرو با کلاه و سمن در قبا بود
۳
در پای خود کشی به ستم هر دمی مرابیچاره عاشقی که به دست شما بود
۴
با این کمان و دست که ما راست، پیش توگر تیر بر نشانه زنیم از قضا بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth