شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کرا چون تو پریزاده ز در باز آیدبه سرش سایهٔ اقبال و ظفر باز آید
۲
کور اگر خاک سر کوی تو در دیده کشدهیچ شک نیست که نورش به بصر باز آید
۳
کافر، از بهر چنین بت که تویی؛ نیست عجبکز پرستیدن خورشید و قمر باز آید
۴
هر که دیدار ترا دید و سفر کرد از شهرهیچ سودش نکند تا ز سفر باز آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth